تبليغاتX
سینما


سینما

وبلاگ شخصی محمد قنبری

 مطالب این وبلاگ و قالب در حال ویرایش می باشد.
نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388| ساعت 15:21| توسط محمد قنبری||

سلام.

شروع جشنواره فیلم کوتاه تهران فرصتی برای یاد اوری خودم بود.

حتما بیاین و فیلم ها رو ببینین.

ادرس. تهران. میدان فلسطین. سینما فلسطین.

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388| ساعت 11:26| توسط محمد قنبری||

سلام خدمت همه دوستان خوبم

امروز می خواستم راجب موضوع مهمی صحبت کنم که گریبان گیر همه ما ادمها شده و اصلا

 واسش سن مهم نیست ، هر کسی رو به سمت خودش می کشه.

در این بین یک سری از افراد اعتماد به نفس بالایی دارند و می تونند خودشون رو کنترل کرده

 ودر برابرش مقاومت کنند و در این بین افردای که اینگونه نیستند بعضا به راه های دیگری

 کشیده شده و خطرات بزرگی تهدیدشان می کند.

در اسلام همواره به فراگیری توصیه شده است . 

 حتی قران کریم  پاسخ تمامی سوالهای عصر جاهلیت بود.

پیامبر ( ص ) همواره به یاران خود می اموخت که سوال کنند.

به نظر شما ما که دینی چنین با عظمت داریم ایا درست است در برابر خطری که ما و خانواده

 ما رو تهدید می کنه سکوت کنیم؟  ایا نباید در برابر خطری که خانمان سوز است موارد مقابله

 با اون رو بدونیم؟

بله منظور من نیازی است غزیزی که در هر فرد وجود داره.

دلایل تشدید این موضوع :

نبود شرایط خوب برای ازدواج در کشور ما.

انتظارات زیاد خانواده ها.

نبود مدیریتی کارامد .

انگیزه پایین جوانان به ازدواج و از طرفی رشد جمعیت جوان و احساس نیاز غزیزی.

نبود امکان ازدواج.

باعث شده که بعضی از افراد به راه های ناسالم و ارتباط غیر مشروع کشیده شوند و در

 نهایت نااگاهی انها از اینکه چه بیماریهایی ممکن است گریبان گیرشان شود آنان را با خطر

 جدی مواجه می سازد.

یادمه در یک برنامه تلوزیونی خانوم دکتری در خصوص نیاز جوانها صحبت می کرد و به

خانواده ها توصیه می کرد که به نیازهای خانواده تان رسیدگی کنید قبل از اینکه گریبان

گیرتان شود.

راست هم گفت اگرچه برطرف کردن نیاز جنسی با ازدواج میسر است اما ازدواج هم

 با مشکلاتی بسیار همراه است و چه خوب است که خانواده ها امکانی فراهم سازند

و حتی در مقیاسی وسیع تر می توان خانواده را جامعه در نظر گرفت که بتواند امکانی

 فراهم کند که حداقل اموزشی به جوانان داده شود تا دربرابر خطرات ناشی از این موضوع

 از خود مراقبت کنند و حتی شرایطی فراهم سازند و جوانان را تشویق به ازدواج کنند . مثلا با

دادن وام یا مواردی از این قبیل که شرایط اسانی داشته باشد.

این موضوع تا جایی مهم است که بعضی از کشورهای غربی از این طریق به کشورهای

جهان سوم حمله می کنند. به نمونه شبکه های تلوزیونی که از غرب پخش می گردد.

 
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آبان 1388| ساعت 0:11| توسط محمد قنبری| |

                             

خدایا چگونه زیستن را به من بیاموز

                                    

چگونه مردن را خود خواهم اموخت.

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388| ساعت 16:26| توسط محمد قنبری| |

 

ایا تا به حال عاشق شدین؟

اگر عاشق شدین به عشقتون رسیدین؟

اگر نرسیدین چرا؟

احساس خوشبختی می کنی؟

خدا وکیلی خودمونیم ، عشقت رو چطوری انتخاب کردی؟ 

از اون موقع که عاشق شدی شادی هم داشتی یا فقط چشمات گریون بوده؟

میشه بگی ملاک انتخاب خودتو؟

یادمه یکی از اساتیدم یک روز حرف بزرگی به ما یاد داد و گفت : اگر روزی کسی عاشقتون

شد ازش دلیل بپرسین که چرا عاشقم شدی؟ و چرا منو می خوای؟ معیار و ملاکت چی بود؟

 و در من چه دیدی که انتخاب کردی منو؟

ایا عاشق من شدی چون موهام خشگله؟

چون چشمام قشنگ بود؟

چون هیکل نازی داشتم؟

یه خاظر خودم بود؟ به خاطر خانوادم بود؟   به خاطر چی بود؟

و اگر جواب منطقی داد و در عمل هم ثابت کرد قبول کنین.

مثلا سعی کنین طرف مقابل خودتون رو تست کنین اگر ماشین داره باهاش برین بیرون.

 ببینین ایا در شهر به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام می زاره؟ با چه سرعتی رانندگی

 می کنه؟

چون کسی که به قانون کشورش احترام بزاره فردا به قانون زندگی هم احترام می زاره.

اما اگر کسی به قانونی احترام نزاره فردا به قانون زندگی هم پایبند نیست.

امروزه اکثر دخترا و پسرا تنها به خاطر تیپ ظاهری و قیافه و موی درست کرده با هم

ارتباط برقرار می کنن و اسمش رو عشق می زارن. اگر چه خوش تیپ بودن و خوب گشتن

 یک ویژگی خوبه اما نباید ملاک اصلی باشه.

ملاک اصلی برای ازدواج و عاشق شدن به اعتقادم باید طبق سه اصول اخلاق، صداقت،

و پاکی باید باشه.  ( در مورد شخص ) چون این سه موضوع همیشگی هستند و اخلاق

 و صداقت و پاکی رو نمیشه عمل جراحی کرد و تنها میشود بهتر کرد که خیلی سخت

 ممکن است.اما میشود قیافه و مدل مو و ... را عمل جراحی کرد یا درست تر کرد.

 

 

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388| ساعت 22:10| توسط محمد قنبری| |

اولش خواستم کلی واسه این مطلب توضیح بدم

ولی بعدش دیدم اونهایی که حرف حق رو قبول دارند با شنیدنش به خودشون میان و اونهایی

 هم که میخوان سرشون بخوره به سنگ و بفهمن خوب گوش نمی کنن. پس خودمو خسته

 نمی کنم و میرم سر اصل مطلب

اینکه دو نفر در تمامی زمینه ها با هم تفاهم داشته باشن که هنر نکردن، عشق واقعی عشقی است که با وجود تفاوت ها به وجود بیاد.

البته حرف من نیست حرف مشاورین ازدواجه.

لازم به توضیح هم میدونم که یه وقت خدای نکرده سو تفاهم نشه : تفاوت با اختلاف فرق

داره.

ممکنه شما با کسی که اهل زندگی باشه تفاوتی در زمینه ای خاص که درست شدنی هست

 داشته باشین. ( که بهتره برای دونستنش برین پیش مشاورین ازدواج)

ولی گاهی ممکنه اختلافی با طرفتون داشته باشین که نه تنها درست شدنی نیست بلکه

 ممکنه فردا خدای نکرده پشیمانی سخت و زندگی سختی رو داشته باشین که بازم بهتره

 برای دونستنش برین پیش مشاورین دلسوز ازدواج )

یک نکته دیگه بگم : لطفا اقایون برن پیش مشاور مرد و خانوم ها برن پیش مشاور زن.

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388| ساعت 0:0| توسط محمد قنبری| |